مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1043
طب اكبرى ( فارسى )
[ 1371 ] فصل دوم : اندر حميات خلطيه « 1 » وى ، اصناف است : يكى آنكه از يك خلط پديد آيد و آن را بسيطه گويند . دوم : آنكه از دو خلط يا زياده پديد آيد و آن را مركبه گويند . و مركبه ، دو گونه است : يكى ، آنكه نام دارد چون غبّ غير خالص و شطر الغبّ . دوم ، آنكه نامى ندارد . پس اقسام بسيطه و مركبهء مسمى را به يك مقاله بيان كنيم و مركبهء غير مسمى را به مقاله ديگر . و كذلك تبى كه بر تبع آماسها و سبب جدرى و حصبه و و با پديد آيد و آنكه چون درگيرد غشى آرد هريك به مقالهيى جدا گفته شود ان شاء اللّه تعالى . [ 1372 ] مقالهء [ اول ] : اندر تبهاى بسيطه و مركبهء معلومه از آنكه خلط چهار است ، اين مقاله را به چهار قسم ذكر كنم . و نخستين ، بر سبيل تمهيد ، فايدهيى كلى كه جامع باشد جميع اقسام خلطى را بيان كرده مىآيد . [ 1373 ] [ فايدهء جامعه ] : بايد دانست كه حدوث تب از اخلاط بر دو گونه است : يكى آنكه خلط عفونت پذيرد و به سببى گنده شود و بدان سبب تب آيد . دوم ، آنكه خلط اگرچه عفن نشود امّا گرم شده و جوش زده تب آرد . و اين [ گونهء دوم ] ، نمىشود و مگر در خون فقط ؛ زيرا كه سواى خون خلط ديگر به سبب برد مزاج يا قلت مقدار احداث نمىتواند كرد از حرارت غليانيّهء خود تا كه عفونت درو راه نيابد ؛ بخلاف خون كه او گرم مزاج كثير المقدار است [ و ] هرگاه كه گرمتر شود و جوش زند ، تمام اخلاط و ارواح و اعضاء را گرم مىسازد . تعفن اخلاط از دو حال بيرون نيست : يا داخل رگها باشد ؛ يا خارج از رگها در دماغ يا معده يا امعا يا ماساريقا يا كبد يا طحال يا سينه يا ريه و مانند آن . پس اگر خلط اندرون رگها متعفّن شود ، تب لازم و دايم باشد . و اگر خارج آن رگها گنده گردد ، تب به
--> ( 1 ) . قاموس القانون : Humoral fever .